مقاله و تحقیق جدید

جمعه 2 فروردین 1398

تحقیق عناصر داستان

نویسنده: عاطفه جهاندیده   

تحقیق عناصر داستان

داستان، امر واقع، و حقيقت

داستان قصه‌اي بر ساخته است. اين تعريف حوزه‌هاي بسياري را در بر مي گيرد؛ از آن جمله است: دروغ‌هايي كه در خانه و خانواده سر هم مي كنيم تا خود را از كنجكاوي ‌هاي آزارنده حفظ كنيم، و لطيفه‌هايي كه تصادفاً مي شنويم و بعد من باب مكالمة مؤدبانه (يا غير مؤدبانه) بازگو مي كنيم، و نيز آثار ادبي خيالپرورد و بزرگي چون بهشت گمشدة ميلتون يا خود كتاب مقدس. بله، مي گويم كه كتاب مقدس داستان است، اما پيش از آنكه از سر اعتقاد به شكاكيت به رضايت سر بجنبانيد، چند كلمة ديگر را هم بخوانيد. كتاب مقدس داستان است چون قصة بر ساخته است.

امر واقع و داستان آشنايان قديم‌اند. هر دو از واژه‌هاي لاتين مشتق شده‌اند. Fact (امر واقع) از facere – ساختن يا كردن – گرفته شده است. Fiction (داستان) از fingere – ساختن يا شكل دادن. شايد فكر كنيد چه كلمات ساده‌اي – چرا كه نغمة ديگري از سر تأكيد يا عدم تأكيد بر آنها بار نشده است. اما اقبال اين دو در جهان واژه‌ها به يكسان نبوده است. كار و بار fact (امر واقع) رونق فراوان يافته است. در مكالمات روزمرة ما fact (امر واقع) با ستون‌هاي جامعة زبان يعني «واقعيت» و «حقيقت» پيوند خورده است. اما fiction (داستان) همنشين موجودات مشكوكي است چون «غيرواقعي بودن» و «دروغ بودن». با اين همه، اگر نيك بنگريم. مي توانيم ببينيم كه نسبت «امر واقع» و «داستان» با «واقعي» و «حقيقي» دقيقاً هماني نيست كه به ظاهر مي نمايد. معناي تحت اللفظي امر واقع هنوز هم در نظر ما «امر رخ داده» است. و داستان هم هرگز معناي «امر ساخته شده» اش را از دست نداده است. اما امور رخ داده يا ساخته شده از چه نظر حقيقت يا واقعيت مي يابند؟ امر رخ داده وقتي انجام مي گيرد، ديگر وجود واقعي ندارد. ممكن است پيامدهايي داشته باشد، و ممكن است اسنادي وجود داشته باشند دال بر اينكه قبلاً وجود داشته است (مثلاً اسنادي وجود داشته باشند دال بر اينكه قبلاً وجود داشته است (مثلاً جنگ داخلي آمريكا). اما همين كه رخ داد، ديگر موجوديت‌اش پايان مي پذيرد. اما چيزي كه ساخته مي شود، تا زماني كه فساد نپذيرد يا نابود نشود، وجود دارد. همين كه پايان مي پذيرد، موجوديت‌اش آ‎غاز مي شود.

سرانجام آنكه امر واقع هيچ نوع وجود خارجي ندارد، حال آنكه داستان ممكن است قرن‌ها دوام بياورد.

براي روشنتر كردن نسبت عجيب امر واقع و داستان، جايي را كه اين دو در آن با هم جمع مي آيند در نظر مي گيريم: جايي كه آن را تاريخ مي ناميم. در كلمة history (تاريخ) معنايي دو گانه نهفته است. اين واژه از واژه‌اي يوناني گرفته شده كه در اصل به معناي كاوش يا تحقيق بوده است. اما چيزي نگذشت كه دو معنا پيدا كرد كه در اينجا به كار ما مي آيند: واژة تاريخ از سويي مي تواند به معناي «چيزهايي كه رخ داده‌اند» باشد؛ از سوي ديگر مي تواند «روايت ثبت شده اموري كه فرض شده است رخ داده‌اند» معنا دهد. يعني تاريخ هم مي تواند به معناي رخدادهاي گذشته باشد و هم قصة (story) اين رخدادها: امر واقع – داستان. خود كلمة «story» هم در واژة «history» باقي مانده و اصلاً از اين كلمه مشتق شده است. آنچه به عنوان تحقيق آغاز مي شود، در خاتمه بايد به صورت داستان درآيد. امر واقع، اگر مي خواهد باقي بماند، بايد داستان شود. پس، از اين منظر، داستان در تقابل با امر واقع قرار ندارد بلكه مكمل آن است. داستان به اعمال فناپذير انسان‌ها شكلي مي دهد ماندگارتر.

اما حقيقت اين است كه اين تنها يكي از جنبه‌هاي داستان است. شك نيست كه۸ در نظر ما داستان چيزي كلاملاً متفاوت با اسناد تاريخي يا داده‌هاي صرف است. داستان از نظر ما فقط ساخته نمي شود، بر ساخته مي شود، يعني محصول غير متعارف و غير واقعي قوة تخيل انسان است. خوب است داستان را به هر دو صورتش كه در اينجا ترسيم شد در نظر بگيريم. داستان مي تواند مبتني بر امور واقع باشد و نزديكترين انطباق ممكن را بين قصه‌اش و چيزهايي كه عملاً در جهان رخ داده‌اند حفظ كند. يا بسيار خيالبافانه باشد و دركي را كه از ممكنات معمول زندگي داريم زير پا بگذارد. اگر اين دو شكل افراطي را دو سر تمامي طيف امكانات داستاني

تحقیق عناصر داستان

نوشته تحقیق عناصر داستان اولین بار در فايل مارکت - بازار فايل. پدیدار شد.

لطفا از لینک زیر دانلود کنید دانلود 

فایل

Powered by WPeMatico

نظرات() 

تحقیق صف و ستاد و نقش ستاد وزارت علوم در پيشبرد اهداف آموزش عالي

صف و ستاد و نقش ستاد وزارت علوم در پيشبرد اهداف آموزش عالي

قبل از پرداختن به مفاهيم «صف» و «ستاد» و تشريح موقعيت سازماني هر يك لازم است كه مفاهيم «قدرت» و «اختيار» تعريف شوند تا ضمن پي بردن به وجوه تمايز بين اين دو مفهوم، انواع قدرت نيز شناخته شوند.

قدرت و اختيار

قدرت را مي‎توان توانايي اشخاص يا گروهها در اثر نهادن بر عقايد و ارزشهاي فكري اشخاص يا گروههاي ديگر، يا وادار كردن آنها به انجام اعمال خاص و يا بازداشتن آنها از انجام كاري تعريف كرد.

اختيار، بشتر اثر سازماني دارد و به قدرت و صلاحيت شغلي افراد مربوط مي‎شود. به اين ترتيب اختيار را مي‎توان قدرتي شغلي تعريف كرد كه با استفاده از آن، شاغل (البته تا زماني كه در آن شغل انجام وظيفه مي‌كند)، مي‎تواند از طريق اعمال نظر در تصميم گيريها، در سرنوشت ديگران اثر بگذارد. بنابراين اختيار نيز نوعي قدرت است اما قدرتي كه پايگاه سازماني دارد يعني قدرتي است كه از شغل و موقع و مقام سازاني سرچشمه مي‎گيرد.

مفاهيم صف و ستاد

با وجود اهميتي كه روابط صف و ستاد در زندگي سازمان دارد هنوز برخي از مديران استنباط روشني از مفاهيم صف و ستاد ندارند و گاهي اين دو را با هم اشتباه مي‌كنند بنابراين لازم است كه اين دو مفهوم دقيقاً تعريف و شناخته شوند. بنا بر نظريه اي كه به طور وسيعي در مديريت پذيرفته شده است «صف» به واحدها يا نقش هايي اطلاق مي‎شود كه مستقيماً براي تأمين هدفهاي موسسه فعاليت مي‌كنند و در اين زمينه مسئوليت مستقيم دارد. در حالي كه «ستاد» به واحدها يا نقش هايي دلالت دارد كه مستقيماً در جهت تأمين هدفهاي موسسه فعاليت ندارند، لكن به واحدهاي صفي كمك مي‌كنند تا بتوانند به نحو موثري انجام وظيفه كنند و از عهده تأمين هدفهاي موسسه برآيند.

از مطالب فوق معلوم مي‎شود كه ساده ترين طريق تشخيص فعاليت هاي صفي و ستادي در هر سازمان، توجه به «مستقيم» يا «غيرمستقيم» بودن كمكي است كه اين فعاليت ها در تأمين هدفهاي كلي موسسه دارند.

به عبارت ديگر، فعاليت هاي صفي شامل فعاليت هايي هستند كه مستقيماً به تأمين هدفهاي كلي سازماني كمك مي‌كنند و فعاليت هاي ستادي آن گونه فعاليت هايي هستند كه به طور غيرمستقيم به تأمين هدفهاي كلي سازماني كمك مي‌كنند.

طريق ديگري كه براي تشخيص فعاليت هاي صفي و ستادي غالباً به كار مي شود، توجه به چگونگي صدور دستور و اجراي آن در خط فرماندهي است. مديران و مسئولين صف در خط فرماندهي قرار دارند و حق صدور دستوربه واحدها و مسئولين را دارند و مسئولين مادون ملزم به اجراي دستورهاي مافوق هستند. در حالي كه مديران و مسئولين ستاد در خط فرماندهي قرار ندارند و حق صدور دستور به واحدها و مسئولين صف، حتي به مسئولين رده هاي پايين سازماني را ندارند. واحدها و كارشناسان ستادي فقط مي‎توانند به مديران صف نظر مشورتي بدهند و آنها را در انجام وظايف و مسئوليت هايشان ياري دهند. بديهي است چنانچه لازم باشد طرحها و نظريات واحدهاي ستادي توسط واحدهاي صف به مورد اجرا گذارده شود، در اين صورت واحدهاي ستادي سعي مي‌كنند ابتدا طرحها و ايده هاي موردنظر خود را به تصويب مقامات عالي سازمان برسانند و سپس مراتب را براي اجرا به واحدهاي صف ابلاغ كنند. در سازمانهاي نسبتاً كوچك كه كليه كاركنان زير نظر يك نفر انجام وظيفه مي‌كنند هر يك از آنان در خط فرماندهي قرار داشته و ملزم به اجراي دستورهاي مافوق هستند اين گونه سازمانها صرفا يك سازمان صف تلقي مي‎شوند.

راه ديگر براي تشخيص فعاليت هاي صفي و ستادي توجه به «ماهيت» فعاليت هاي مزبور است. فعاليت هاي صفي «ماهيت اجرايي» دارند و شامل وظايف، مسئوليت ها و كارهايي مي‎شود كه مستقيما در امر توليد (كالا يا خدمات) فعاليت دارند. در حالي كه فعاليت هاي ستادي جنبه اجرايي ندارند و «ماهيت آنها مشورتي و كمكي» است. فعاليت هاي ستادي ماهيتاً به صورت تحقيق برررسي،‌ ارائه طرح، برنامه ريزي، سازماندهي، كارگزيني هماهنگي، نوآوري و كنترل به ظهور مي رسد.

هم چنين امور مالي، امور حقوقي، و امور مربوط به طراحي و اجراي سيستم هاي داده پردازي (سيستم هاي كامپيوتري) از جمله فعاليت هايي هستند كه ماهيت ستادي دارند.

مشاغل صفي از حيث «منشا قدرت» نيز مشاغل ستادي تفاوت دارند. مديران صف داراي اختيارات رسمي و قانوني هستند و مي‎توانند براي ديگران تكليف تعيين كنند. اين مديران هم چنين به سبب روابط مبتني بر سلسله مراتب رئيس و مرئوسي، تا حد قابل توجهي از قدرت پاداش و قدرت تنبيه نيز برخوردارند. در حالي كه مديران و كارشناسان ستادي از اختيارات رسمي و قدرت قانوني كه به موجب آن بتوانند براي ديگران تكليف تعيين كنند برخوردار نيستند و انتظار نمي رود كه قدرت پاداش و تنبيه نيز داشته باشند و در مقابل آنها از قدرت تخصص بهره مندند

انواع ستاد

ستاد را مي‎توان از يك نظر بر دو نوع «ستاد شخصي» و «ستاد تخصصي» تقسيم كرد. «ستاد شخصي» مستقيما به مدير مربوط گزارش مي‌كند و او را در انجام وظايف و مسئوليت‌هايش ياري مي‎دهد. در اين مورد، مدير عليرغم كمكي كه از جانب ستاد شخصي خود دريافت مي‌كند نسبت به انجام وظايف و مسئوليت هاي محوله مسئول است. «ستاد تخصصي» همان طور كه از نام آن پيداست، عهده دار كارهاي تخصصي است كه به داشتن مهارتها و دانش نياز دارد كه مديران صف غالباً فايد آن هستند. از آن جايي كه عمليات «ستاد تخصصي» را معمولاً نمي توان به واحدهاي صف محول كرد، بنابراين اين گونه فعاليت ها بدون دخالت دادن مديران صف، به صورت كامل به واحدهاي ستادي واگذار مي‎شوند و به اين ترتيب «ستاد تخصصي» مسئول انجام آنها مي‎شود. «ستاد شخصي» خدمات وسيع و گسترده اي را انجام مي دهد، ولي اين خدمات منحصراً به يك فرد يا يك اداره ارائه مي‎شود. از سوي ديگر «ستاد تخصصي» معمولاً خدمات خود را به يك زمينه تخصصي معين محدود مي كند، اما اين خدمات را به طور وسيع و گسترده اي در اختيار همگان قرار مي‎دهد و به كليه واحدهاي سازمان، خدمات و نظر مشورتي خود را ارائه مي‌كند.

ستاد را از نظر ديگر مي‎توان به سه نوع ذيل تفكيك كرد:

  • ستاد عمومي
  • ستاد فني (ستاد تخصصي)
  • ستاد هماهنگ كننده و ياري دهنده

ستاد عمومي

ستاد عمومي شامل كارشناساني مي‎شود كه عمدتاً روي برنامه ها و خط مشي هاي و طرح هاي كلي سازمان كار مي‌كنند. اين كارشناسان معمولاً از لحاظ سازمان به بالاترين مقاذم نزديكند ولي ممكن است وظايف ستاد عمومي در سطوح پايين تر سازماني نيز موجود باشد.

هم چنين ممكن است ستاد عمومي به صورت يك كميته يا يك اداره به وجود آيد.

ستاد فني (ستاد تخصصي)

تحقیق صف و ستاد و نقش ستاد وزارت علوم در پيشبرد اهداف آموزش عالي

نوشته تحقیق صف و ستاد و نقش ستاد وزارت علوم در پيشبرد اهداف آموزش عالي اولین بار در فايل مارکت - بازار فايل. پدیدار شد.

لطفا از لینک زیر دانلود کنید دانلود 

فایل

Powered by WPeMatico

نظرات() 

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
خرید تلویزیون تلویزیون سونی سینما خانگی گوشی شیائومی گوشی آیفون تاچ ال سی دی برد گوشی گوشی سامسونگ گوشی هواوی قیمت یاب گوشی آنر

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic