مقاله و تحقیق جدید

پنجشنبه 23 اسفند 1397

آمار و كاربرد آن در مديريت

نویسنده: عاطفه جهاندیده   

آمار و كاربرد آن در مديريت

مقدمه

بي هيچ گفتگوي براي آنكه تحقيقات اجتماعي عصر ما اساس استواري داشته باشد بايد از كمك آمار برخوردار باشد بحث از اهميت آمار در علوم اجتماعي و همبستگي دقيق و عميقي كه در حال حاضر ميان تحقيقات اجتماعي و آماري وجود دارد زائد به نظر مي رسد. از زماني كه روش هاي آماري در تحقيقات اجتماعي وارد شده است طرز تلقي و نحوة تبيين و توجيه مسائل دگرگون شده و در جنبه و جهت كمال و دقت بيشتر پيش رفته است.

مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي نيز از هنگاميكه پي افكنده شد اين نكته را در نظر داشت و براساس همين طرز تفكر از يك طرف در برنامه دورة فوق ليسانس مؤسسه درس مقدمات آمار و نيز درس تخصصي آمار پيشرفته منظور شدو در دورة تكميلي (فوق ديپلم) و همچنين دورة ليسانس علوم اجتماعي، درس آمار از دروس اساسي تلقي گرديد. همچنين لزوم استفاده روز افزون از روشهاي آماري در اقتصاد نوين موجب شده است، دانشگاهها و مؤسسات عالي آموزشي كشور درس آمار را جزو دروس بنيادي در برنامه‌هاي آموزشي علوم اداري و بازرگاني، اقتصادي، اجتماعي، مهندسي، پزشكي و ساير رشته‌ها منظور نمايند.

 

كليات

از واژه آمار سه معني متفاوت استنباط مي شود. در وهله اول از كلمه آمار اطلاعات آماري متبادر به ذهن است. مانند آنكه گفته شود «اداره كل گمرك آمار واردات و صادرات شش ماهه اول سال را منتشر نمود.» در اين جمله واژه آمار و اطلاعات و ارقام مترادف است. مفهوم ديگر آمار تئوري آمار مي باشد، كه در آن اصول و قواعد رياضي پايه محاسبات و فورمولهاي آماري مطرح است. مفهوم آخري واژه آمار روشهائي است كه در جمع آوري و طبقه بندي و تجزيه و تحليل و تعبير تفسير حقايق و داده‌هاي آماري مورد استفاده واقع مي شود.

موضوع اين تحقيق مطالعه روشهاي آمار در علوم اداري، بازرگاني، اقتصاد و اجتماعي است كه بوسيله آن اطلاعات و حقايق لازم جهت تصميم گيري جمع آوري طبقه بندي و تجزيه و تحليل و مورد تعبير و تفسير قرار مي گيرد. با وجود آنكه بكار بردن روشهاي آمار در بسياري از رشته‌هاي علوم و فنون چون روانشناسي، زيست شناسي، تعليم و تربيت و علوم بهداشتي از مدتها پيش معمول و متداول بوده است، با اين وجود در سالهاي اخير استفاده از آن در هيچ يك از رشته‌هاي مزبور به اندازه‌اي كه در امور اداري، بازرگاني و اقتصاد و علوم اجتماعي و صنعت بكار مي رود توسعه نيافته است.

امروزه مطالعه روشهاي آمار براي اشخاصي كه در فعاليتهاي بازرگاني، صنعتي و اقتصادي كار مي كنند اجتناب ناپذير است و استفاده از وسايلي كه اطلاعات متنوع و بيشمار مربوط به جنبه‌هاي مختلف عمليات توليد و توزيع را در دسترس قرار ميدهد، براي اخذ تصميمات مناسب و توفيق در رقابت بازرگاني، ضرورت يافته است. تا چندي قبل نقش آمار در مديريت، جمع آوري اطلاعات مربوط به عمليات گذشته بود. با وجود آنكه اطلاعات مربوط به عمليات گذشته راهنماي حل مسائل موجود است، با اين وجود در حال حاضر از جمع‌آوري و تجزيه و تحليل اطلاعات آماري در طرح ريزي‌هاي اقتصادي و اجتماعي استفاده مي شود و بوسيله آن عمليات مقرون بصرفه را كه در آينده بايد انجام پذيرد پي ريزي مي كنند.

دليل اساسي استفادة روز افزون از روشهاي آمار در علوم اجتماعي و امور اداري و بازرگاني و اقتصاد لزوم بكار بستن شيوة مديريت علمي در فرايند تصميمگيري است كه بايد بر پايه اطلاعات و حقايق و بطريق عيني و روش علمي انجام شود. بدين ترتيب پاية مديريت صحيح را اطلاعات و حقايق آماري تشكيل مي دهد. اطلاعات و حقايق آماري بصورت جدا از هم در هر مورد خاص قابل تجزيه و تحليل و سنجش و مقايسه است و در فعاليتهاي اداري، چون تعيين هدفها و ارزيابي عمليات و اندازه‌گيري پيشرفت كارها و تعيين نقايص و مشكلات، بكار مي رود.

دليل ديگر استفاده از آمار در مديريت، توسعه و گسترش حجم عمليات در سازمانهاي جديد است كه موجب افزايش و عدم تمركز و پراكندگي تشكيلات شده و نظارت و كنترل را براي مديران امري دشوار ساخته است. محدوديت منابع و تنوع مواد خام و پيچيدگي روشهاي توليد و ايجاد محصولات فراوان و اشكالات توزيع و لزوم استفاده از وسايل جديد و تسهيلات نوين در مؤسسات فروش، مسائل و مشكلات فراواني براي اداره كنندگان سازمانهاي دولتي بازرگاني و صنعتي بوجود آورده است.

در شرايط موجود حتي براي مديران مجرب و متخصص نيز امكان ندارد بدون مطالعه و بررسي حقايق و اطلاعات مربوط، جزئيات امور مؤسسات خود را مورد نظارت و كنترل قرار دهند و سياست و خط مشي‌هاي مناسبي جهت توسعه عمليات اتخاذ نمايند.

تعاريف و اصطلاحات

آمار علمي است كه مشخصات كلي يا خصوصيات جامعه‌هاي آماري را با توجه به شرايط كيفي مربوط، بصورت كمي مورد مطالعه قرار ميدهد. اين مطالعه با مفاهيم چندي مربوط مي گردد كه بترتيب در زير تشريح مي شود:

جامعه آماري

اولين موضوعي كه در بررسيهاي آماري بايد بدان توجه نمود جامعة آماري است. جامعه از لحاظ آمار به مجموعه‌اي از افراد اطلاق ميشود كه لااقل داراي

فهرست مندرجات

عناوين                                                                                                                   صفحه

مقدمه…………………………………………………………………………………………………….. ۱

كليات…………………………………………………………………………………………………….. ۲

جمع آوري اطلاعات……………………………………………………………………………….. ۶

پخش فراواني………………………………………………………………………………………… ۱۰

ميانگين ها……………………………………………………………………………………………… ۱۱

انحراف و پراكندگي……………………………………………………………………………….. ۱۵

نمونه گيري……………………………………………………………………………………………. ۲۰

استنباط آماري……………………………………………………………………………………… ۲۳

جداول و نمودارهاي آماري…………………………………………………………………… ۲۵

منابع و مآخذ…………………………………………………………………………………………. ۳۲

آمار و كاربرد آن در مديريت

نوشته آمار و كاربرد آن در مديريت اولین بار در فايل مارکت - بازار فايل. پدیدار شد.

لطفا از لینک زیر دانلود کنید دانلود 

فایل

Powered by WPeMatico

نظرات() 

تحقیق تبيين نظري مدل نيازمدار شخصيت و عقب‌ماندگي ذهني ماهيت و ابعاد آن

چكيده:

هدف مقاله حاضر كشف شخصيت افراد عقب مانده ذهني و تبيين آن بر پايه يك مدل نياز مدار شخصيت كه شامل مولفه هايي چون منابع، نيازها و ارزشها است، مي‎باشد. كودكان عقب مانده ذهني به اقتضاء مراحل رشد و تحول در طي زندگي نوعاً با تكاليفي روبرو مي‎شوند كه برايشان آن قدر مشكل است كه از انجام آن ناتوانند و لذت نمي برند. به نظر مي رسد براي اين كودكان، انجام اموري كه به نظر بسياري سخت مي رسد، پاداش دروني ناچيزي وجود دارد. موقعيت هاي زندگي براي بسياري از آنها چنان تكاليف سختي تدارك مي بيند، كه موجب ايجاد احساس ناكامي و شكست هاي پي در پي مي گردد. قرار گرفتن آنها در حاشيه زندگي افراد عادي با همه فشارهايي كه براي سازگاري و منفعل سازي آنها اعمال مي كند، اين روند را شدت مي بخشد تا جايي كه به احساس شايستگي و عزت نفس آنها آسيب هاي جدي وارد مي سازد. اساساً كودكاني كه شكست، ناكامي و عزت نفس پايين بيشتري را تجربه مي كنند، معمولاً براي اداره امور خود، روش هايي را ياد مي گيرند كه فاقد كارآمدي مناسب است. از اين رو ممكن است از هر شيوه اي كه به تخفيف مصيبت ناشي از آنچه «محروميت از موفقيت» ناميده مي شود، استقبال كنند.

پس مسأله اصلي اين است كه اگر زندگي در جامعه ما، چنين اثراتي بر كودكان عقب مانده ذهني دارد، چگونه مي‎توان امور را به گونه اي تغيير دهيم كه اثرات نامساعد آن به حداقل برسد؟ آيا مي‎توان محيط را چنان مرتب كرد كه موجب شكست و آشفتگي در آنها نگردد؟ از اين رو اگر بتوان كودكان عقب مانده ذهني را در برابر ضربات احتمالي كه به عزت نفس شان وارد مي‎شود تقويت كرد و يا مصون نگه داشت در اين صورت مي‎توان گامي نويدبخش در برنامه‌ريزي، توان بخشي و بهداشت رواني آنان برداشت.

واژه هاي كليدي: تبيين، مدل، نيازمدار، شخصيت، عقب ماندگي ذهني

مقدمه

تمركز بر موضوع عقب ماندگي ذهني با تاكيد بر جنبه شناختي آن، يعني ماهيت تاخير تا ناتواني عقلي و تاثير آن بر سازگاري عمومي طي يك قرن گذشته باعث شده كه جنبه عاطفي يا هيجاني آن مورد غفلت قرار گيرد. لذا در مقاله حاضر از اين جنبه فرد عقب مانده را به عنوان شخصي در نظر مي گيريم كه مانند افراد عادي مي تواند تجربيات شادي يا غمگيني داشته باشد. نتيجة يك مطالعه در مورد بزرگسالاني كه در موسسات نگهداري مي شدند و اكنون در جامعه زندگي مي كنند (آدامز و كريستنسون، ۲۰۰۰) نشان داده است كه آنها به زندگي لذتبخش علاقه نشان مي دهند. كار به همين جا خاتمه نمي يابد، و آنها تمايل گسترده‌اي به تفريحات، سرگرمي ها، دوستيابي، و خانواده نشان مي دهند. اين تمايلات بيانگر اين موضوع است كه ما بايد دربارة ماهيت وضعيتٍ اين انسان به عنوان يك فرد نگاه كنيم. برداشت ما از شخصيت افراد عقب مانده بر پايه مدلي است كه نيازهاي جسماني و رواني اساسي آدميان، چه سالم و چه ناتوان، را توصيف مي كند و نحوه تاثيرپذيري اين نيازها را از ناتواني بررسي مي نمايد. بر اساس نتايج به دست آمده از نظريه هاي شخصيت كه علاقه خاصي به خويشتن و انگيزش در انسان دارند (مثلاً دسي و ريان، ۱۹۹۰) اين مدل شخصيت توجه خاصي به عزت نفس به عنوان بر انگيزانندة رفتار دارد. مقاله حاضر يك مدل نياز مدار شخصيت و نحوة تاثيرپذيري اين نيازها از عقب ماندگي ذهني را مورد بحث و تبيين قرار مي‎دهد.

خود شخصيت

منطق اراية يك مدل شخصيت

ارايه يك مدل شخصيتي ويژهِ افراد عقب مانده ذهني برپايه شرايط، ويژگيها و محدوديت‌هايي آنها چه منطقي مي تواند داشته باشد؟ پاسخ به اين سئوال در سودمندي آن براي درك رفتار افراد مبتلا به اختلال و به ويژه، مشكلات رفتاري آنها نهفته است. اين مدل براي درك و شناسايي اين موضوع كه مشكلات رفتاري آنها، مانند مشكلات ما، معمولاً حاصل ناكامي مزمن در ارضاي نيازهاي زيستي و رواني اساس است، كفايت مي‌كند. اگر چه، نظرية شخصيت رفتار مدار، يعني كانون رويكرد درماني ما، حساسيت لازم را براي درك اين موضوع كه چگونه ابعادي نظير پيشايندها و پيامدها بر رفتار اثر مي گذارند، ايجاد مي‌كند، اما در پي تبيين اين نكته نيست كه چرا اين عناصر اينقدر اهميت دارند. سرانجام، در پي تبيين ماهيت پاداش دهنده يا تنبيهي آنها نيز نيست. به منظور درك اين نكته كه چرا پيامدها يا وابستگي هايي معين پاداش دهنده يا تنبيه كننده، يا خنثي هستند بايد به درك ماهيت انگيزشي آنها در ما توجه كرد. اگر چه هيچ نظريه شخصيت به تنهايي صاحب اين ‍‍«حقيقت» نيست (هال و ليندزي، ۱۹۷۰ نقل از باروف و اولي ۱۹۹۹)، حداقل به طريقي نظام دار از لحاظ مفهوم سازي رفتار هيچكدام از آنها در اولويت قرار ندارد. با وجود اين، سهمي از اين حقيقت در درك ما از خود و ديگران دخالت دارد. اين سهم به عنوان صافي يا فيلتري عمل مي كند كه توجه ما را هدايت مي كند و عواملي را كه رفتار ما را برمي انگيزند روشن مي نمايد. همين موضوع درك فزايندة رفتار در همة ما، اعم از عقب مانده و سالم، است كه در مفهوم زير از شخصيت ارايه مي شود.

عناصر اساسي مدل

اين مدل شخصيت نوع انسان را بر حسب سه موضوع مدنظر قرار مي دهد: منابع، نيازها و ارزش ها. هر كدام از آنها به طور جداگانه و مختصر در زير مورد بحث قرار مي گيرند (باروف۳ و اولي۴ ۲۰۰۴)

منابع

منابع به ظرفيت ها يا توانايي ما اشاره دارد و به پنج مقوله تقسيم مي شود. اين مقولات عبارتند از: هوش؛ مهارت هاي ارتباطي؛ سلامتي، حواس، ومهارت هاي جسماني؛ شخصيت- مزاج، هيجان ها، و منش؛ و درك هنري و معنوي گرايي.

  • هوش: هوش معادل توانايي يادگيري، استدلال، دانش و مساله گشايي است.
  • مهارت هاي ارتباطي: اين مقوله از توانايي ها به استعداد ما در درك خود اكثراً از طريق گفتار، و همچنين نوشتار، اداء و اطوارها، زبان اشاره اي، سبك هاي ادبي، شعر، هنر، رقص و موسيقي دلالت دارد.
  • سلامتي، حواس، ومهارت هاي جسماني: اين مقوله به خود «جسماني» ما- وضعيت سلامتي؛ سالم بودن حواس، مخصوصاً بينايي و شنوايي، سالم بودن دست و پاها، بازو و انگشتان، و ويژگي هايي نظير قدرت، مقاومت، سرعت، و هماهنگي مربوط مي شود.
  • شخصيت- مزاج ها، هيجان ها، و منش: مزاج ها، هيجان ها، و منش به عنوان اجزاء اصلي آنچه كه ما آن را «شخصيت» مي ناميم تشكيل مي دهند. مي توان شخصيت را به عنوان يك منبع، يك ظرفيت يا سبك انطباقي در نظر گرفت كه موجب كنار آمدن در زندگي روزمره و دائمي در تعامل هاي اجتماعي مي شود. بر اين اساس مي توان شخصيت را «خوب» يا «انطباقي» و «بد» يا «غيرانطباقي» در نظر گرفت. اجزاء شخصيت به عنوان يك منبع در زير توصيف مي شوند.

مزاج ها: اين مولفه به رفتارهايي اشاره دارد كه در نوزادان و خردسالان ديده مي‌شود. فرض بر اين است كه مزاج ها اساس زيستي دارند و نسبتاً مستقل از شيوه‌هاي فرزند‌پروري هستند. ظاهراً نوزادان و كودكان از همان بدو تولد از لحاظ فعاليت‌هاي حركتي، تحريك پذيري، حواس پرتي، الگوهاي خواب و هشياري، و پاسخ به موقعيت هاي تازه با هم تفاوت دارند (كاگان، ۱۹۸۱). بر پاية اين ابعاد، مي توان تمايزهاي گسترده اي بين نوزادان پرسرو صدا، دشوار يا راحت ترسيم كرد. نوزادان راحت از همان هفته هاي اول خوشحال، آرام و از لحاظ خواب و خوراك قابل پيش بيني اند. نوازادن دشوار تحريك پذيرتر، ناراحت و غيرقابل پيش بيني اند (توماس و چس ۱۹۸۶). در كودكان اخير، مزاج به عنوان عامل تبيين كنندة

تحقیق تبيين نظري مدل نيازمدار شخصيت و عقب‌ماندگي ذهني ماهيت و ابعاد آن

نوشته تحقیق تبيين نظري مدل نيازمدار شخصيت و عقب‌ماندگي ذهني ماهيت و ابعاد آن اولین بار در فايل مارکت - بازار فايل. پدیدار شد.

لطفا از لینک زیر دانلود کنید دانلود 

فایل

Powered by WPeMatico

نظرات() 

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
خرید تلویزیون تلویزیون سونی سینما خانگی گوشی شیائومی گوشی آیفون تاچ ال سی دی برد گوشی گوشی سامسونگ گوشی هواوی قیمت یاب گوشی آنر

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic